نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
هبوط و كوير

هبوط و كوير

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

یکشنبه، 9 امرداد، 1384

 

فراخوان

سلام
اول بسم الله نظرهاي دوستان رو قرائت بفرمائيد :

اولين طرح ازكاكتوسي بود :

- هر كي اولين مطلبش رو در هزاردستان گذاشت، لينك خودش رو هم بذاره.
 -
لينك هزاردستان رو هم به لينكهاي وبلاگش اضافه كنه.
 -
وبلاگ هر يه هفته يه هفته آپ بشه. (يا مثلا" هر سه روز سه روز)
 -
همه انتهاي نوشته شون نام خودشون رو قيد كنن.
 -
افرادي كه قراره مطلب بزارن توش معلوم بشه، چون اگه قرار باشه بي نظم و ترتيب رفت و آمد بشه توش، از كنترل خارج ميشه.

ديگه چيزي به ذهنم نميرسه...

بعدآ اميرووو فرمود :

در مورد قوانین هزار دستان : آقا جان ما حدود 10 نفریم دیگه درسته ؟ این وبلاگ باید هر دوهفته 10 بار آپ بشه ! خوبه دیگه هان ؟ یعنی هر کس 1/4 روز فرصت داره مطلبش رو آماده کنه !
اون وقتش خب ده نفر که نمیشه با همدیگه آپ کنن که ! باید نظم و ترتیب داشته بیده ! یعنی چی ؟ یعنی اینکه به ترتیب آپ شه ! حالا چه ترتیبی ؟ مثلا سن ! چه طوره ؟ الانم که پیشکوست ترین نویسنده پستشون رو زدن به چه خوبی ! نفر دوم میشه کی ؟ کاکتوسی ؟
نکته ی سوم برمیگرده به متن پست ! نظر من اینه که هیچ محدودیتی نداشته باشه ! یعنی چی ؟ یعنی هر چه میخواد دل تنگت بوگو ! البته این نظر من بیده ها !

بلافاصله مموشي مرقوم فرمودند :

خب... منم در مورد هزار دستان یه چیزی بگم ؟... هان؟... بگم؟
میگم اولندش که اگه نوبتی باشه خیلی عالیه.. ولی... فکر بعدش را هم بکنید.... اگه یکی مث من که کارش معلوم نیست یه هفته ول کنه و بره.... اون وقت چی... نظمش به هم میخوره دیگه...... حالا این مهم نیست....بعدش اصلا آقا.. آدم همش که حرفش نمیاد..... حرفی هم که به زور زده بشه خیلی خسته کننده میشه و کیفیت وبلاگ را میاره پایین..... مثلا من خودم را مثال میزنم... من گاهی برای پست یه مطلب توی وبلاگ ااااین قدر به خودم فشار میارم ولی چیزی نمیاد....... فکر اینم بکنید که دو ماه دیگه سال تحصیلی شروع میشه.... خیلی ها زیاد وقت ندارن... یا زمان امتحانات نظم کار به هم میخوره... وقتی هم که ول بشه دیگه جمع و جور کردنش سخته.....

اما اميرووووو اينجوري جواب داد كه :

در مورد قوانین هم این مموشی راست وگوئه ممکنه یکی نباشه چن وقت ! ولی اون طوری دلیلش موجهه دیگه...یهنی اکشالی ایجاد نمیکنه هر کی یه مدت نمیتونه بیاد اعلام میکنه نفر بعدیش آپ میکنه طبق روال تا اون برگرده !.پس لا مشکل !

من چون تا كلاس سوم اكابر بيشتر نخوندم متوجه نشدم اميرخان چي گفته يه خدا پدر بيامرز واسه ما ترجمه كنه :

امير

قوانین میخوایید ؟
ین یه جور تجزیه تحلیله ... شما باید بشینید، سناریو بدید (مثلا یه نویسنده بلاگ رو در نظر بگیرید که اومده تو هزار دستان میخواد بنویسه و یا یه هکر که میخواد هزار دستان رو هک کنه ، از چه راه هایی وارد میشه ؟) بعد سناریو رو تا انتها برید و مشکلات رو پیدا کنید ... وقتی چند تا سناریو بدید و همه چیز رو در نظر بگیرید تمام مشکلات احتمالی در میاد و میشه یه قانون درست حسابی تصویب کنید ...
این روش طراحیه ... میگن اگه میخوای یکی رو یه روز سیر کنی بهش ماهی بده ولی اگه میخوای تا آخر عمرش سیر باشه بهش ماهی گیری یاد بده ... اینم همون ماهی گیریست ...

هدي هنوز ما رو از چشم انتظاري در نياورده :

در مورد قوانین هم توی بهتره توی خود وبلاگ شما ها یه سری قوانین بذارین
بعدش بهشون رای بدیم. چطوره؟ من یه چند تا شو اگه شد امشب مینویسم. خوبه؟

گلي هم كه فعلا :

خوب
خوب
من برم فک کنم دانشمند بشم بیام قانون براتون هویجوری رو زمین بریزم

اونوخت بیاین قانونا رو جمع کنین همتون قانون دار بشین کلی

حال يه جوون مرد ميخوام........ همه اين نظرات رو بريزه رو هم .......... قشنگ مخلوط كنه.......... بعدا يه قانون شسته رفته آبرومند ازتوش دربياره............ بده بزنيم سينه آبدارخونه هزاردستان ............ منم رفتم يه دونه از اين بلندگو دستي ها كه سبزي فروش هاي دوره گرد ميگيرن دستشون توش داد ميزنن و خواب قيلوله بعد ازظهرخلايق رو حروم ميكنن ................ خريدم دادم دست بهادر ( چشم همه تون روشن بهادربرگشت ؛ منم از دل نگراني دراومدم ..............عادت كردم بهش پدرسوخته رو ...... ) وادارش كردم بخاطرخبطي كه كرده روزي سه مرتبه ...... صبح ؛ ظهر ؛ شب ....... قبل ازغذا رو به قبله متن قانون رو با صداي بلند بخونه .............. به چارستون هزاردستان فوت كنه ......هم خودش قانون رو ازبر ميشه ........... هم شما دوستان زحمت خوندنشو نمي كشين ........ به شيوه استريو چي چي ميگن .......... براتون پخش ميكنيم به چه قشنگي ..........كليدهاي هزاردستان هم فردا پس فردا حاضرميشه ............. ميگم بهادر بعد از اينكه متن قانون رو زد به ديوار بياره دودستي تقديمتون كنه .......... فقط شما هم لطفا رسيد يادتون نره بهش بدين بچه رو .......... ما بهش گفتيم رسيد بگيره ......... كار از محكم كاري عيب نميكنه ....... بس كه بازيگوشه مي ترسيم بلايي سر كليدا بياره .......... ميخواييم مطمئن بشيم اونا رو سالم رسونده دستتون ........

 پيام‌هاى ديگران

یکشنبه، 19 مهر، 1383

 

سلام

با چنان عشقی زندگی كن كه حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی ؛

خود شيطان ترا به بهشت بازگرداند .

 پيام‌هاى ديگران


لینک ها

جستجوگر فارسی

نویسندگان

* Ahooi

آرشیو من

امکانات

  RSS 2.0