هوش برتر برای فرزند شما

برچسب های این مطلب:
هوش - هوش برتر برای فرزند شما - هوش برتر در افراد می‌دانند - هوش ی یک کودک - هوش - سالگی را سن شکل‌گیری هوش - مختلفی برای افزایش ضریب هوش - پدر و مادری به هوش - هوش برتر برای - سن شکل‌گیری هوش برتر در - برتر - برتر برای فرزند شما - برتر در افراد می‌دانند و - برتر و جایگاهی - هوش برتر - را سن شکل‌گیری هوش برتر - و به واسطه هوش برتر - و جایگاهی برتر - هوش برتر برای فرزند - شکل‌گیری هوش برتر در افراد - برای - برای فرزند شما - برای افزایش ضریب هوشی یک - برای افزایش ضریب هوشی یک - هوش برتر برای - صورتی که شرایط مختلفی برای - صورتی که شرایط مختلفی برای - بود این شرایط برای - هوش برتر برای فرزند شما - شرایط مختلفی برای افزایش ضریب - فرزند - فرزند شما - فرزند خود افتخار می‌کنند - فرزند شان گوشه‌ای از توانایی ذهنی - هوش برتر برای فرزند - و مادری به هوش فرزند - افتخار می‌کنند کافیست فرزند - می‌آورد تا آنچه برای فرزند - برتر برای فرزند شما - به هوش فرزند خود افتخار - شما - شما - شما ری برای نوزادانِ در حال - شما خلاقش می کنید - هوش برتر برای فرزند شما - با شیر مادر فواید بی‌ شما - تنها شما - شما - برای فرزند شما - مادر فواید بی‌ شما ری برای نوزادانِ

هوش برتر برای فرزند شما

محققان 3 تا 11 سالگی را سن شکل‌گیری هوش برتر در افراد می‌دانند و معتقدند در صورتی که شرایط مختلفی برای افزایش ضریب هوشی یک کودک...
هوش برتر برای فرزند شما هر پدر و مادری به هوش فرزند خود افتخار می‌کنند. کافیست فرزندشان گوشه‌ای از توانایی ذهنی خود را به نمایش بگذارد که از نظر والدینش، بالاتر از سن وی و قوه ادراک همسالانش باشد تا والدین به قول معروف ذوق کنند و این هوش غیرعادی به نقل محافل مختلف تبدیل شود.
مطلوبیت هوشی نزد افراد در جوامع امروزی با موفقیت‌های آینده پیوند دارد و این اعتقاد عمومی وجود دارد که باهوش‌ترها موفق‌ترند. آنان می‌توانند مدارج علمی و تحصیلی را براحتی و با سرعت بیشتر طی کنند، تحصیلات دانشگاهی داشته باشند، تخصص‌های مختلف پیدا کنند، زندگی اقتصادی بهتری داشته باشند و به واسطه هوش برتر و جایگاهی برتر داشته باشند. اگر نوابغ را استثناء کنیم هوش عموم افراد بیش از آن که ارثی و ژنتیکی باشد اکتسابی است. محققان 3 تا 11 سالگی را سن شکل‌گیری هوش برتر در افراد می‌دانند و معتقدند در صورتی که شرایط مختلفی برای افزایش ضریب هوشی یک کودک در محدوده این سن مهیا باشد وی فرد باهوشی خواهد بود. این شرایط برای والدین فرصتی پدید می‌آورد تا آنچه برای فرزندشان دوست ‌دارند و آرزو می‌کنند خود محقق سازند. توصیه متخصصان برای پرورش ذهنی کودک و افزایش بهره هوشی وی چنین است:
تغذیه با شیر مادر اولین سرمایه‌گذاری برای ارتقای سطح سلامت کودک است؛ سرمایه‌گذاری بنیادینی که سودی درازمدت به همراه خواهد داشت

نوزادتان را از شیر مادر محروم نکنید

شیر مادر اولین و در عین حال، اساسی‌ترین غذای مغز است. تحقیقات دانشمندان بارها ثابت کرده است که تغذیه با شیر مادر فواید بی‌شماری برای نوزادانِ در حال رشد دارد. شیر مادر مانع بروز عفونت‌های خطرناک در دوران کودکی می‌شود و ضروری‌ترین مواد غذایی بدن نوزاد را تأمین می‌کند. محققان دانمارکی دریافته‌اند که شیر مادر در پرورش نوزادانی سالم‌تر و البته باهوش‌تر، کاملاً مؤثر است. بر اساس این مطالعات، نوزادانی که به مدت 9 ماه از شیر مادر تغذیه کرده‌اند، در مقایسه با آن‌هایی که تنها یک ماه یا کمتر از این مدت از شیر مادر تغذیه شده‌اند، به میزان قابل‌توجهی باهوش‌ترند.
هوش برتر برای فرزند شما نکته آخر این‌که، تغذیه با شیر مادر اولین سرمایه‌گذاری برای ارتقای سطح سلامت کودک است؛ سرمایه‌گذاری بنیادینی که سودی درازمدت به همراه خواهد داشت.
 

فراموش نکنید که عقل سالم در بدن سالم است

بزرگ‌ترها از این که فراغتی بیابند و دقایقی یا حتی ساعاتی یک جا بنشینند و وقت بگذرانند، لذت می‌برند. کودکان از این کار متنفرند و سوخت و ساز فعال بدن آنها اجازه چنین کاری نمی‌دهد. بالطبع کودکانی که به قدر کافی تحرک نداشته باشند یا از فعالیت بدنی بویژه برای بازی منع شوند بدن، روحیه و ذهن سالمی نخواهند داشت.

بهتر است همزمان با سن تحصیل کودکان به فعالیت‌های ورزشی سبک، هدفمند و دائمی تشویق شوند. انرژی مصرف نشده در بدن کودکان به جای آن‌که مانند بزرگ‌ترها به افزایش قدرت ذهنی یا تمرکز فکری منجر شود، نقشی مخرب خواهد داشت. هنگامی هم که شرایط برای فعالیت ذهنی مهیا نباشد، از هوش و ذکاوت خبری نیست. عقل سالم در بدن سالم است.
بررسی‌های محققان دانشگاه ایلینویز نشان می‌دهد که بین میزان تناسب اندام و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان، رابطه‌ای مثبت برقرار است. بر طبق این مطالعات، شرکت در برنامه‌های ورزشی منظم، باعث تقویت حس اعتماد به نفس، تمایل به کار گروهی و رهبری در کودکان می‌شود. بنابر یافته‌های این پژوهش 81 درصد زنانی که مدیریت شرکت‌های تجاری را بر عهده داشتند، در ورزش‌های گروهی مدرسه شرکت می‌کردند. بنابراین به جای این‌که بعد از شام به سراغ تلویزیون بروید، به فکر پیاده‌روی یا حتی توپ‌بازی با کودک خود باشید. او را تشویق کنید تا فعالیت بدنی منظمی داشته باشد و در برنامه‌های ورزشی مدرسه شرکت کند.
فراغت باید روزانه و ملموس باشد و با فعالیت‌هایی پر شود که کودک به انجام آنها علاقه‌مند باشد. بازی‌های فکری به‌تنهایی نیاز کودک به بازی را برطرف نمی‌کند و لازم است تنها بخشی از فراغت کودک را به خود اختصاص دهد  

اوقات فراغت کودک را بهینه سازید

درس و تحصیل از سوی برخی والدین باعث شکوفایی فکر و روان فرزندان می‌شود. تعادل در درس خواندن موضوعی است که باید از سوی والدین به کودک آموخته شود. اصرار بر گرفتن نمره‌های درسی عالی و کامل می‌تواند فشار روانی شدیدی بر کودکی وارد کند که عملا وی را به ماشین درس خواندن و نمره آوردن تبدیل می‌کند. فراغت باید روزانه و ملموس باشد و با فعالیت‌هایی پر شود که کودک به انجام آنها علاقه‌مند باشد. بازی‌های فکری به‌تنهایی نیاز کودک به بازی را برطرف نمی‌کند و لازم است تنها بخشی از فراغت کودک را به خود اختصاص دهد.
 

بازی‌های فکری را دست‌کم نگیرید

هوش برتر برای فرزند شما شطرنج، جدول، معما و چیستان، همگی تمریناتی هستند که مغز را برای تفکر سریع و هوشمند آماده می‌کنند. بازی‌هایی مثل جدول اعداد هم نوعی سرگرمی هستند که در تقویت تفکر راهبردی و توانایی حل مسأله و قدرت تصمیم‌گیری کودک، نقش دارند. ذهن فرزندتان را با این‌گونه معماها به چالش بکشید و از او در حل مسائل پیچیده کمک بخواهید.
 
 

رابطه با گروه دوستان فراموش نشود

برخلاف تصور عمومی که خلاقیت، هوش و نبوغ را محصول انزواطلبی یا قرین‌ آن می‌پندارد، باهوش‌ها روابط اجتماعی سالم‌تر و عمیق‌تری با سایرین بویژه گروه همسالان خود دارند. رابطه با دیگران و بازی‌های جمعی قدرت تصمیم‌گیری، درک مفاهیم و حل مشکلات را در کودک بالا می‌برد.
 

به کودک آگاهی‌ و اطلاعات مفید دهید

اطلاعات، پایه دانش است و بالطبع افراد باهوش و خلاق، آگاهی‌های عمومی و اختصاصی بیشتری نسبت به سایرین دارند. این اطلاعات می‌تواند از طریق رسانه‌ها، بازی‌ها، مطبوعات، کتاب‌ها، صحبت‌های والدین و... به کودک منتقل شود. در این‌باره پیش از هر اقدامی لازم است علاقه کودکی به حوزه خاصی از آگاهی‌ها شناسایی شود. ممکن است کودکان به داستان‌های واقعی یا تخیلی، علوم ریاضی، نجوم، ادبیات، اطلاعات عمومی و... علاقه نشان دهند و خواهان دریافت آگاهی‌های مقدماتی در حوزه این رشته‌ها باشند.
 

برایش کتاب بخوانید

به یاد داشته باشید که این روش، بارها امتحانش را پس داده؛ اگرچه ممکن است گاهی در روند پرشتابِ گرایش به شیوه‌های جدید، کم‌اهمیت تلقی شده باشد. با وجود این، کتاب خواندن مطمئن‌ترین و در عین حال، ارزان‌ترین راه برای ارتقای یادگیری و رشد ذهنی و ادراکی کودکان در سنین مختلف است. پس، از همان سال‌های نخست زندگی، برای کودکتان کتاب بخوانید و وقتی بزرگ‌تر شد، او را عضو کتابخانه کنید و قفسه‌های خانه را هم همیشه پر از کتاب نگه دارید.
اگرچه شنیدن صدای طبلی که کودک می‌نوازد، همیشه خوشایند و گوش‌نواز نیست اما به یاد داشته باشید یادگیری موسیقی یکی از راه‌های ارتقای سطح هوشی کودکان است

کودکتان را کنجکاو بار بیاورید

به اعتقاد کارشناسان، والدینی که کنجکاوی بیشتری نشان می‌دهند و فرزندان خود را تشویق می‌کنند تا چیزهای تازه یاد بگیرند و به دنبال ایده‌های جدید و بکر بگردند، درس مهمی به آن‌ها می‌آموزند: «کسب دانش ارزشمند است.» پس، همیشه از کودک سؤال بپرسید، مهارت‌های تازه یادش بدهید و او را به گردش‌های علمی ببرید تا حس کنجکاوی‌اش تقویت شود و بدین ترتیب، خودتان را هم در علایق و تفریحات او سهیم کنید.

 

به کودکتان هنر بیاموزید

 نقاشی، خطاطی، هنرهای نمایشی، تجسمی و... رشته‌هایی هستند که نقش پرداختن به آنها در افزایش توان ذهنی کودکان اثبات شده است.در این باره باید موسیقی را هنری ویژه دانست. ریاضیات پایه و مایه اصلی موسیقی است و این هنر در حقیقت بیش از آن‌که با عواطف و احساسات سر و کار داشته باشد نزد هنرجو با تمرین و ورزیدگی ذهنی همراه است. بی‌دلیل نیست که موسیقی را ورزش ذهن نامیده‌اند.
اگرچه شنیدن صدای طبلی که کودک می‌نوازد، همیشه خوشایند و گوش‌نواز نیست اما به یاد داشته باشید یادگیری موسیقی یکی از راه‌های ارتقای سطح هوشی کودکان است. بر اساس مطالعات محققان دانشگاه تورنتو، فراگرفتن موسیقی به صورت منظم، در افزایش ضریب هوشی و بهبود عملکرد کودکان در مدرسه مؤثر است و هرچه سال‌های بیشتری صرف این کار شود، نتیجه بهتری حاصل خواهد شد.
 این بررسی نشان داده است که یادگیری موسیقی در دوران کودکی، عامل تعیین‌کننده‌ای در بالا بردن سطح نمرات کودک در مدرسه و ارتقای سطح هوشی او در دوران بزرگسالی است. پس برای این‌که به فرزندتان کمک کنید تا موتزارتِ درونی خود را آشکار کند، برای ثبت نام او در گروه‌های موسیقی مدرسه یا کلاس‌های خصوصی پیش‌قدم شوید.
 

به کودک اجازه و قدرت تصمیم‌گیری دهید

تحمیل اراده والدین به فرزند در همه زمینه‌ها و کارها نه‌تنها تصمیم‌گیری بلکه قدرت تصمیم‌گیری را از کودک می‌گیرد. هنگامی که کودکان احساس کنند برای انتخاب و تصمیم‌گیری مختارند ذهنشان فعال می‌شود و تلاش می‌کنند انتخابی درست داشته باشند. هرچند این انتخاب ممکن است اغلب برای به دست آوردن منفعتی آنی باشد که والدین آن را نمی‌پسندند. این‌که لباس کودک زرد باشد یا قرمز موضوعی نیست که والدین در آن دخالت کنند و باید به خود کودک سپرده شود. تصمیم‌گیری و سنجیدن انتخاب‌های متفاوت، موتور ذهن کودک را روشن می‌کند و تمایل وی به دانایی و زیرکی را افزایش می‌دهد.
شکر، چربی‌های ترانس و غذاهای بی‌ارزش را از برنامه غذایی کودکتان حذف کنید و در مقابل، به دنبال جایگزین‌های سالم و مغذی دیگر باشید. تغذیه سالم، به ویژه در 2 سال اول زندگی، اثرات شگفت‌انگیزی بر رشد ذهنی و حرکتی کودکان دارد

با کودک گفتگو کنید

کلام آغاز اندیشه است. در میان هر بحث و گفت‌وگویی فکرهای جدید، ایده‌های تازه و روش‌های نوین کشف می‌شود. صحبت کردن با کودک درباره کارهایی که انجام داده، رفتاری که در مقابل دوستان و مربیان از خود نشان داده،‌ حرف‌هایی که به زبان آورده و آنچه به آن می‌اندیشد و باور دارد او را به قضاوت وامی‌دارد. علاوه بر آن به وی کمک می‌کند تا ذهنش را فعال سازد، نظر واقعی‌اش را بگوید، موضع بگیرد و تعاریف تازه ارائه دهد. صحبت والدین با فرزند درباره مسائل ساده و روزمره به وی آرامش عاطفی می‌بخشد و از شکل‌گیری عقده‌ها و هیجانات مخرب جلوگیری می‌کند.
 

خوردن هله‌هوله، ممنوع!

هوش برتر برای فرزند شما شکر، چربی‌های ترانس و غذاهای بی‌ارزش را از برنامه غذایی کودکتان حذف کنید و در مقابل، به دنبال جایگزین‌های سالم و مغذی دیگر باشید. تغذیه سالم، به ویژه در 2 سال اول زندگی، اثرات شگفت‌انگیزی بر رشد ذهنی و حرکتی کودکان دارد. به عنوان مثال، هر کودکی برای رشد مطلوب بافت مغزی خود نیاز به آهن دارد؛ چراکه در صورت کمبود آهن، سرعت انتقال تحریکات عصبی کندتر می‌شود. تحقیقات بیانگر آن است که کودکانِ مبتلا به سوء تغذیه، به دلیل اختلال در مقابله با بیماری‌های عفونی و در پی آن غیبت از مدرسه، از همسالان خود عقب می‌افتند. پس به آن‌چه فرزندتان می‌خورد، توجه کنید و منتظر نمرات بهتر او باشید.
 
 
فرآوری: کهتری
بخش خانواده ایرانی تبیان

منابع:
جام جم آنلاین/ میهن بلاگ  همراه با تغییرات و اضافات
 
مطالب مرتبط:
href="" target=_blank>من باور دارم که تو می توانی
href="" target=_blank>تنها شما خلاقش می کنید
 
.SendToNetwork { width: 70px; clear: right; height: 16px; border: 1px solid #8A9CC2; direction: rtl; text-align: right; padding: 5px; font-size: 8pt; background: #EAE7D6; float: left; margin: 5px 10px; } .SendToNetwork_text, .SendToNetwork_icon { float: right; } .SendToNetwork_text { width: 50px; margin-top: 2px; line-height: 1; } .SendToNetwork_icon { width: 20px; } .SendToNetwork_icon img { cursor: pointer; } a img { border: none; } ارسال به شبکه اجتماعی تبیان function SendToWall() { var type = "1"; var id = ""; id = "181948"; if (id == "") id = "181948"; $.ajax({ type: "POST", url: "/webservices/Socialnetwork/SocialNetwork.asmx/SendToWall", data: "{ ID:"+id+", Type:"+type+"}", contentType: "application/json; charset=utf-8", dataType: "json", success: function (recdata) { var i = recdata.d; if (i == -1) ShowMessage("warning", "لطفاً ابتدا در سیستم شناسایی شوید."); if (i == -2) ShowMessage("success", "شما عضو شبکه اجتماعی تبیان نمی باشید."); if (i == 0) ShowMessage("success", "ارسال به شبکه اجتماعی تبیان با موفقیت انجام شد."); }, error: AjaxFailed }); function AjaxFailed(result) { ShowMessage("error", "برای ارسال لطفا ابتدا به شبکه اجتماعی تبیان بپیوندید."); } } function ShowMessage(MessageType, MessageText) { var w = ($(window).width() / 2) - 200; $("body").append("
" + MessageText + ""); $("div[id=" + MessageType + "]").slideDown(500).delay(3000).slideUp(500); }


  
نویسنده : امید ; ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : هوش ، برتر ، برای ، فرزند

عکس:خواب روی طناب

برچسب های این مطلب:
عکس:خواب - روی - روی یک بند طناب می - روی طناب برای عکس خواب - روی ارزان طناب - خوابیدن یک شبانه روز روی - عکس خواب روی - عکس خواب خرید اینترنتی روی - شبانه روز روی یک بند - عکس خواب روی طناب برای - طناب - طناب می خواهد نامش در - طناب برای عکس خواب رو - طناب کام - روز روی یک بند طناب - عکس خواب روی طناب - 1740 سایت طناب - 1740 ک بند طناب - یک بند طناب می خواهد - خواب روی طناب برای عکس
این مرد چینی با خوابیدن یک شبانه روز روی یک بند طناب می خواهد نامش در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود.




عکس:خواب روی طناب


persianv

  
نویسنده : امید ; ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : عکسخواب ، روی ، طناب

انتشار نسخه 2010 نرم‌افزارهای امنیتی پاندا برای کاربران خانگی

برچسب های این مطلب:
انتشار - انتشار نسخه 2010 نرم‌افزارهای امنیتی - انتشار نسخه 2010 نرمافزارها - انتشار نسل جد 1740 - انتشار - افزار ایتنا انتشار - ایتنا سئو انتشار - از انتشار - انتشار نسخه 2010 - انتشار نسخه 2010 - نسخه - نسخه 2009 آن تا 80 - نسخه 2010 نرم‌افزارهای امنیتی پاندا - نسخه 2010 نرمافزارها 1740 - این شرکت نسبت به نسخه - انتشار نسخه - ایتنا انتشار نسخه - انتشار برنامه نسخه - نسبت به نسخه 2009 آن - انتشار نسخه 2010 نرم‌افزارهای - 2010 - 2010 این شرکت نسبت به - 2010 - 2010 و - است که عملکرد نرم‌افزارهای 2010 - 2010 - 2010 - 2010 - عملکرد نرم‌افزارهای 2010 این شرکت - 2010 - - نرم‌افزارهای - نرم‌افزارهای 2010 این شرکت نسبت - نرم‌افزارهای جدید پاندا به نام‌های - نرم‌افزارهای امنیتی پاندا برای کاربران - کرده است که عملکرد نرم‌افزارهای - کلیه نرم‌افزارهای - انتشار نسخه 2010 نرم‌افزارهای - نسخه خرید 2010 برای نرم‌افزارهای - که عملکرد نرم‌افزارهای 2010 این - کلیه نرم‌افزارهای جدید پاندا - امنیتی - امنیتی جدیدترین - امنیتی زمان واکنش به - امنیتی نصب شده در رایانه‌های - ایتنا شرکت امنیتی - پایگاه سراسری از اطلاعات امنیتی - کشف و پاکسازی برنامه‌های امنیتی - پاندا دارای فن آوری امنیتی - شرکت امنیتی - از اطلاعات امنیتی زمان - پاندا - پاندا محسوب می‌شوند - پاندا ادعا کرده است که - پاندا دارای فن آوری امنیتی - در طول حیات تجاری پاندا - می‌دهد پاندا - کلیه محصولات جدید پاندا - کلیه نرم‌افزارهای جدید پاندا - حیات تجاری پاندا محسوب می‌شوند - پاندا ادعا کرده - برای - برای کاربران خانگی سوخت نرم - برای آغاز انتشار جد - برای کاربران امکان پشت - 2010 نرم‌افزارهای امنیتی پاندا برای - 1740 مجموعه از برای - مچ اپل که به برای - 143025 زمان برای - امنیتی پاندا برای کاربران خانگی - مجموعه از برای آغاز انتشار - کاربران - کاربران اینترنت در سرتاسر جهان - کاربران خانگی سوخت نرم افزار - کاربران خانگ 1740 ‎1 - فناوری با متحد کردن کاربران - نرم‌افزارهای امنیتی پاندا برای کاربران - برا 1740 کاربران - برا 1740 کاربران - متحد کردن کاربران اینترنت در - پاندا برای کاربران خانگی سوخت - خانگی - خانگی خود را رسماً منتشر - خانگی و شبکه‌های سازمانی را - خانگی سوخت نرم افزار ایتنا - جدیدترین محصولات خانگی - نصب شده در رایانه‌های خانگی - امنیتی پاندا برای کاربران خانگی - برای روش کاربران برنامه خانگی - جدیدترین محصولات خانگی خود را - در رایانه‌های خانگی و شبکه‌های
چهارشنبه، ۱۰ تیرماه ۱۳۸۸ ایتنا- شرکت امنیتیPanda Security ، جدیدترین محصولات خانگی خود را رسماً منتشر کرد.




بنابر اعلام این شرکت، محصولات منتشر شده شامل 4 نرم‌افزار قدرتمند می‌باشند که سبکترین و در عین حال موثرترین برنامه‌های حفاظتی تولید شده در طول حیات تجاری پاندا محسوب می‌شوند.
تمامی این نرم‌افزارها مجهز به فناوری پیشرفتهCollection Intelligence یا "هوش یکپارچه" هستند که به عقیده کارشناسان امنیت فناوری اطلاعات، اساس روش‌های تامین حفاظت اطلاعات رایانه‌ای در آینده خواهد بود.

این فناوری با متحد کردن کاربران اینترنت در سرتاسر جهان و فراهم آوردن یک پایگاه سراسری از اطلاعات امنیتی، زمان واکنش به جدیدترین تهدیدهای ویروسی را کاهش و قدرت کشف و پاکسازی برنامه‌های امنیتی نصب شده در رایانه‌های خانگی و شبکه‌های سازمانی را به شدت افزایش می‌دهد.

پاندا ادعا کرده است که عملکرد نرم‌افزارهای 2010 این شرکت نسبت به نسخه 2009 آن تا 80 درصد بهبود یافته تا جایی که میزان استفاده این برنامه ها از RAM یا حافظه موقت سیستم به 8 مگابایت کاهش یافته است.

علاوه بر این، کلیه محصولات جدید پاندا دارای فن آوری امنیتی جدیدی با عنوان USBVaccine می‌باشند که از انتقال خودکار یا اجرای ناگهانی ویروس‌ها از طریق حافظه‌های جانبی، دیسک‌های سخت و یا حافظه‌های با فرمت NTFS جلوگیری می‌کنند.

کلیه نرم‌افزارهای جدید پاندا به نام‌های
- Panda Antivirus for Netbooks
- Panda Antivirus pro 2010
- Panda Internet security 2010
- و
- Panda Global protection 2010 به شکل رایگان و آزمایشی از پایگاه اینترنتی پاندا قابل دانلود می‌باشند.



 

انتشار نسخه 2010 نرم‌افزارهای امنیتی پاندا برای کاربران خانگی


Itna

  
نویسنده : امید ; ساعت ٥:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸

«زندگی خانوادگی » کن لوچ

برچسب های این مطلب:
«زندگی - خانوادگی - خانوادگی کن لوچزندگی - خانوادگی بر خلاف - خانوادگی محصول سال - بهانه‌ی پخش زندگی خانوادگی - کن لوچزندگی خانوادگی - خود محفوظ دارد زندگی خانوادگی - می‌شود درباره‌ی فیلم زندگی خانوادگی - زندگی خانوادگی - کن لوچزندگی خانوادگی - » - کن - کن لوچزندگی خانوادگی - کن ‌لوچ است فیلمی که - کن ی‌کالر ساخته شده است این - زندگی خانوادگی کن - یکی از تلخ‌ترین فیلم‌های کن - 108 دقیقه به شیوه ت کن - یکی از دشوارترین تجربه‌های کن - کن لوچزندگی خانوادگی - تلخ‌ترین فیلم‌های کن ‌لوچ است - لوچ - لوچ زندگی خانوادگی بر - لوچ است فیلمی که - لوچ محسوب می‌شود دختران - خانوادگی کن لوچ - یکی از تلخ‌ترین فیلم‌های کن‌ لوچ - از دشوارترین تجربه‌های کن لوچ - در ادامه کارگردانی کن لوچ - کن لوچ زندگی خانوادگی - تلخ‌ترین فیلم‌های کن‌ لوچ است

به بهانه‌ی پخش «زندگی خانوادگی » کن لوچ

زندگی خانوادگی » بر خلاف آن چه از نامش برمی‌آید، یکی از تلخ‌ترین فیلم‌های کن‌لوچ است. فیلمی که هم‌چنان حال و هوای مستندگونه آثار اولیه این کارگردان را در خود محفوظ دارد.

زندگی خانوادگی FAMILY LIFE محصول سال 1971 انگلیس است که در مدت زمان 108 دقیقه به شیوه تکنی‌کالر ساخته شده است این فیلم با عنوان «بچه چهارشنبه» نیز شناخته می‌شود.


درباره‌ی فیلم

«زندگی خانوادگی» یکی از دشوارترین تجربه‌های کن لوچ محسوب می‌شود. دختران و پسرانی که در این فیلم به نمایش گذاشته می‌شوند باقیمانده‌های نسل هیپی هستند. نسلی که پدران و مادرانشان نیز به آن تعلق داشته‌اند.

نوجوانان «زندگی خانوادگی » اعمالی که انتظار می‌رود را انجام نمی‌دهند. به خانواده‌هایشان احترام نمی‌گذارند و تمام مدت به فکر ایجاد ارتباط با جنس مخالف هستند. آنان به چیزی جز استفاده از مواد مخدر فکر نمی‌کنند. مشکلی که تنها به دهه‌ی 1960 و 1970 برنمی‌گردد بلکه مربوط به تمام اعصار است. چنان چه الیا کازان در سال 1954 و با ساخت «شرق بهشت» نیز به نوعی آن را مطرح کرده است. به این معضل اخلاقی و اجتماعی حتی در قالب فیلمی سینمایی در سال 1914 نیز پرداخته شده است.

از این لحاظ «زندگی خانوادگی » فیلمی کلیشه‌ای محسوب می‌شود اما این کلیشه‌ها تنها در ابتدای فیلم مطرح است و در ادامه کارگردانی کن لوچ همانند گذشته به تماشاگر رخ می‌نمایاند، بر این اساس «زندگی خانوادگی » از ساختاری منحصر به فرد برخوردار است و همانند گزارشی ویژه به نظر می‌رسد، که پرسش‌ها و پاسخ‌هایی را در دل خود نفهته دارد.

در چنین شرایطی است که بیننده به ناگاه شک می‌کند که آیا بازیگران این فیلم حقیقتا مشغول بازی هستند یا زندگی واقعی آنها به تصویر کشیده شده است؟!


ساختار فیلم

«زندگی خانوادگی » از تشابهاتی با دیگر فیلم‌های اروپایی برخوردار است و تماشای آن برای کسانی که به فیلم‌های اروپایی تمایل نشان می‌دهند، جذاب خواهد بود. به هیچ وجه ساختار و محتوای فیلم‌های آمریکایی در این فیلم دیده نمی‌شود، ساختاری که کن لوچ همواره آنها را به باد انتقاد گرفته است.

«زندگی خانوادگی » به شیوه‌ی فیلم‌های مستند ساخته شده است، ساختاری که کن لوچ در آن سابقه طولانی دارد و در سال 1967 نیز با ساخت اولین فیلمش «گاو بیچاره» این شیوه را تجربه کرده است.

و در حقیقت این کارگردان از دهه‌ی 1980 و 1990 با ساخت فیلم‌هایی چون «ترانه کارلا» (1996) ثابت کرد که تونایی قصه‌گویی نیز دارد.


داستان فیلم

فیلمنامه «زندگی خانوادگی » را دیوید مرسر بر اساس نمایشنامه‌ای نوشته‌ی خود وی با نام «در گوذهن» به نگارش درآورده است.

این دارام سینمایی درباره‌ی دختری نوجوان و 19 ساله است که در لندن زندگی می‌کند و از بیماری روحی رنج می‌برد. او دچار جنون جوانی شده است و دکترش با رفتارهای خشن و روانشناسانه سعی دارد او را معالجه کند.

دکتر قصد دارد تا خانواده‌ی دختر را متقاعد کند که نگهداری و مراقبت از یک نوجوان به معنای پاسخگویی به تمام نیازهای او نیست و در حقیقت آن‌ها بوده‌اند که چنین روحیه و شرایطی را برای وی به وجود آورده‌اند.


اکران و حضور در جشنواره‌های خارجی

«زندگی خانوادگی » اکرانی محدود در کشورهایی چون فنلاند، سوئد انگلیس داشته است. این فیلم در سال 2002 و در مدت زمان کامل بار دیگر در انگلیس به نمایش درآمد.

«زندگی خانوادگی » همانند اغلب کارهای کن لوچ حضوری موفق در جشنواره‌های خارجی داشته است. این فیلم در سال 1972 در جشنواره بین‌المللی فیلم برلین حضور یافت و جایزه فیبرسکی به همراه دو جایزه دیگر این جشنواره را دریافت کرد.

«زندگی خانوادگی » کن لوچ همچنین در سال 1973 در جشنواره بافتا حضور داشته و کانددیای دریافت جایزه «یوان» بوده است.

حضور در جشنواره فیلم سیدنی در سال 2003 و دریافت جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران از دیگر افتخارات «زندگی خانوادگی » است.

این فیلم در سال 1974 نیز با حضور در جشنواره سندیکای منتقدان فرانسه، جایزه بهترین فیلم خارجی را دریافت کرد.

*درباره‌ی کارگردان

کن لوچ، کارگردان و فیلمنامه‌نویس انگلیسی، 17 ژوئن (28 خردادماه") 1936 در وارویک شایر به دنیا آمد.

این کارگردان به عنوان کامل کنت لوچ تاکنون 41 فیلم را کارگردانی کرده است که آخرین ساخته‌ی او با عنوان «بادی که مرغزار می‌پیچد» نخل طلای کن دریافت کرده است.

کن لوچ نه تنها سیاسی‌ترین فیلمساز انگلیس است بلکه بیشترین ممیزی‌ها را هم متحمل شده است. سینمایی «زندگی خانوادگی » که در سال 1971 ساخته شده، همین فیلم کن لوچ است که در دوره‌ی خود با سانسور پخش شد. تم انسان‌هایی تنها در میان جمعیت از انسان‌ها موضوع غالب در آثار سینمایی وی محسوب می‌شود.

لوچ پس از ساخت چند فیلم کوتاه و مستند در ادامه جنبش سینمایی مستند انگلیس توانست یکی از مطرح‌ترین فیلم‌هایش را در سال 1979 به نام «قوچ» کارگردانی کند.

از دیگر آثار این کارگردان می‌توان به فیلم‌های بدبیاری 1973، نگاها و لبخندها 1981، نان و گل‌های سرخ 2000 اشاره کرد. او در سال 2007 قصد ساخت فیلمی با نام «این ساعتها» را دارد.


نمایش از تلویزیون

سینمایی «زندگی خانوادگی » جمعه ( 11 آبان ماه) در قالب برنامه سینما چهار از شبکه چهار سیما پخش شد و تکرار این فیلم پنج‌شنبه همین هفته ( 18 آبان) ساعت 16 خواهد بود.


«زندگی خانوادگی » کن لوچ




  
نویسنده : امید ; ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : «زندگی ، خانوادگی ، » ، کن

خطبه خوانی های امام و یاران باوفایش (4)

برچسب های این مطلب:
خطبه - خطبه خوان ی های امام - خطبه امام علیه‏السلام - خطبه دوم امام علیه‏السلامگفتگو شمر - خطبه - 4 آشوب و همهمه خطبه - امام علیه‏السلام خطبه - جویریه و تمیم بن حصین خطبه - خطبه خوان ی - آشوب و همهمه خطبه امام علیه‏السلام - خوانی - خوانی د عمربن سعد در حالى - خوانی های امام و یاران - خوانی های سئو امام آنلاین - او را نزد من ب خوانی - على نظرى‏منفرد خطبه خوانی - خرید روش اینترنتی سوخت خوانی - نزد من ب خوانی د عمربن سعد - خطبه خوانی های امام - های - های امام و یاران با - های ت فصاحت خدا را - های ت عطش بمیران و نوشته‏اند - خطبه خوان ی های - بجا آورد و در ن های - خدایا او را در ن های - و به خاطر چیز های - خوان ی های امام و - و در ن های ت فصاحت - امام - امام و یاران با وفایش - امام علیه‏السلامخطبه دوم - امام علیه‏السلامگفتگو شمر با - خطبه خوان ی های امام - 4 آشوب و همهمهخطبه امام - علیه‏السلامخطبه دوم امام - علیه‏السلامگفتگو شمر با امام - ی های امام و یاران - و همهمهخطبه امام علیه‏السلامخطبه دوم - و - و ان ی های امام - و یاران با - و فایش 4 آش - خطبه خ و - ان ی های امام و - یاران با و - فایش 4 آش و - خطبه خ و ان ی های - های امام و یاران با - یاران - یاران با وفایش 4 - یاران ش را بکشیم و یا - یاران آنها را بکشند - ی های امام و یاران - نمى‌رویم تا حسین و یاران - او را بریزند و یاران - 40 پس مردى از یاران - امام و یاران با وفایش - حسین و یاران ش را بکشیم - باوفایش - باوفایش 4 برنامه - باوفایش 4 خرید - های امام و یاران باوفایش - آنلاین و سئو یاران باوفایش - و یاران باوفایش 4 - (4)

خطبه خوان ی های امام و یاران با وفایش (4)




آشوب و همهمه

خطبه امام علیه‏السلام


خطبه دوم امام علیه‏السلام

گفتگو شمر با امام علیه‏السلام


خبر دادن امام علیه‏السلام از عاقبت امر عمر بن سعد

ابن ابى جویریه و تمیم بن حصین


خطبه دیگرى از امام علیه‏السلام

عبدالله بن حوزه


حر بن یزید

تنبیه مسروق


هاتفى از غیب

خطبه زهیر بن قین


فرمان یورش

خطبه بریر


خطبه امام علیه‏السلام

امام حسین علیه‏السلام مرکب خود را طلب کرد و بر آن سوار شد و با صداى بلند ندا کرد به طورى که بیشتر مردم حاضر در لشکر عمر بن سعد صداى آن حضرت را مى‏شنیدند:

"ایها الناس اسمعوا قولى ولا تعجلوا حتى اعظکم بما هو حق لکم علىّ، و حتى اعتذر الیکم من مقدمى علیکم، فان قبلتم عذرى و صدقتم قولى و اعطیتمونى النصف من انفسکم کنتم بذلک اسعد و لم یکن لکم علىّ سبیل، و ان لم تقبلوا منى العذر و لم تعطوا النصف من انفسکم (فاجمعوا امرکم و شرکأ کم ثم لا یکن امرکم علیکم غمه ثم اقضوا الىّ ولا تنظرون.)(31)(ان ولیى الله الذى نزل الکتاب و هو یتولى الصالحین.)(32)

اى مردم! سخن مرا بشنوید و در جنگ شتاب مکنید تا شما را به چیزى که اداى آن بر من فریضه است و حق شما بر من است موعظه کنم و حقیقت امر را با شما در میان بگذارم، اگر انصاف دادید، سعادتمند خواهید شد و اگر نپذیرفته و از مسیر عدل و انصاف کناره ‏گرفتید، تصمیم خود را عملى سازید و با ما بجنگید، خداى بزرگ ولى و صاحب اختیار من است، همان خدایى که قرآن را نازل فرمود و اختیار نیکوکاران به دست اوست."

امام علیه‏السلام فریاد برآورد و فرمود: اى شبث بن ربعى! اى حجار بن ابجر! اى قیس بن اشعث! اى یزید بن حارث! آیا شما براى من نامه ننوشتید که میوه‏ها رسیده، و زمین‌ها سبز شده، اگر بیایى لشکرى آراسته در خدمت تو خواهد بود؟!!

قیس بن اشعث گفت: ما نمى‌دانیم چه مى‏گویى!! ولى اگر به فرمان بنى عم خود تسلیم شوى جز نیکى نخواهى دید!

اهل حرم (خواهران و دختران آن حضرت) چون سخنان امام را شنیدند، به گریستن و شیون پرداختند، امام علیه‏السلام برادرش عباس و فرزندش على اکبر را به خیمه‏ها فرستاد تا آنان را خاموش سازند و فرمود: به جان خودم سوگند که بعد از این بسیار خواهند گریست!

چون آنها ساکت شدند، حمد و سپاس الهى را بجا آورد و در نهایت فصاحت، خدا را یاد کرد و بر پیامبر گرامى اسلام و فرشتگان خدا و پیامبران الهى درود فرستاد. و در ادامه سخنان خود فرمود:

نسب مرا به یاد آرید و ببینید که کیستم؟ و به خود آیید و خود را ملامت کنید و نگاه کنید که آیا کشتن و شکستن حرمت من رواست؟!

آیا من پسر دختر پیامبر شما و فرزند جانشین و پسر عم او نیستم؟! همان کسى که بیشتر از همه، ایمان آورد و رسول خدا را به آنچه از جانب خداى آورده بود تصدیق کرد؟!

آیا حمزه سیدالشهدا عموى من نیست؟!

و آیا جعفر طیار که خداوند دو بال به او کرامت فرمود تا در بهشت به پرواز در آید عموى من نیست؟!

آیا شما نمى‌دانید که رسول خدا درباره من و برادرم فرمود: این دو سرور جوانان اهل بهشتند؟!

اگر کلام مرا باور نکرده و در صداقت گفتار من شک دارید، به خدا قسم از زمانى که دانستم خداوند، دروغگویى را دشمن مى‏دارد، هرگز سخنى به دروغ نگفته‏ام، در میان شما هستند افرادى که به درستى و راستى مشهورند و گفتار مرا تأیید مى‏کنند، از جابر بن عبدالله انصارى و ابو سعید خدرى و سهل بن سعد ساعدى و زید بن ارقم و انس بن مالک بپرسید تا براى شما آنچه را که از رسول خدا شنیده‏اند، بازگو کنند تا صدق گفتار من براى شما ثابت گردد. آیا این گواهی‌ها و شهادت‌ها مانع از ریختن خون من نمى‌شود؟!(33)


گفتگو شمر با امام علیه‏السلام

در اینجا شمر بن ذى الجوشن گفت: اگر چنین است که تو مى‏گویى، من هرگز خداى را با عقیده راسخ عبادت نکرده باشم!!

جبیب بن مظاهر گفت: به خدا سوگند که تو را مى‏بینم خدا را با تزلزل و تردید بسیار پرستش مى‏کنى! و من گواهى مى‏دهم که تو راست مى‏گویى و نمى‌دانى که امام چه مى‏گوید!! خداى بزرگ بر دل تو مهر غفلت زده است.

امام علیه‏السلام فرمود: آیا شما در این هم شک دارید که من پسر دختر پیامبر شما هستم؟!! به خدا سوگند که در فاصله مشرق و مغرب عالم، فرزند دختر پیامبرى، به جز من نیست. واى بر شما! آیا از شما کسى را کشته‏ام که از من خونبهاى او را مى‏خواهید؟! آیا مالى از شما تباه ساخته و یا قصاصى بر گردن من است که آن را مطالبه مى‏کنید؟! آنها سکوت کرده و خاموش بودند، چرا که حرفى براى گفتن نداشتند. بعد، امام علیه‏السلام فریاد برآورد و فرمود: اى شبث بن ربعى! اى حجار بن ابجر! اى قیس بن اشعث! اى یزید بن حارث! آیا شما براى من نامه ننوشتید که میوه‏ها رسیده، و زمین‌ها سبز شده، اگر بیایى لشکرى آراسته در خدمت تو خواهد بود؟!!

حر مقابل لشکر کوفه ایستاد و گفت: اى اهل کوفه! مادرتان در سوگتان بگرید، این بنده صالح خدا را خواندید و گفتند در راه تو جان خواهیم باخت، ولى اینک شمشیرهاى خود را بر روى او کشیده و او را از هر طرف احاطه کرده‏اید و نمى‌گذارید که در این زمین پهناور به هر کجا که مى‏خواهد، برود، و مانند اسیر در دست شما گرفتار مانده است، او و زنان و دختران او را از نوشیدن آب فرات منع کردید در حالى که قوم یهود و نصارى از آن مى‏نوشند و حتى بهائم در آن مى‏غلطند، و اینان از عطش به جان آمده‏اند! شما پاس حرمت پیامبر را درباره عترت او نگاه نداشتید، خدا در روز تشنگى شما را سیراب نگرداند.

قیس بن اشعث گفت: ما نمى‌دانیم چه مى‏گویى!! ولى اگر به فرمان بنى عم خود تسلیم شوى جز نیکى نخواهى دید!

امام حسین علیه‏السلام فرمود: نه! به خدا سوگند دستم را همانند افراد ذلیل و پست در دست شما نخواهم گذاشت، و از پیش روى شما همانند بردگان فرار نخواهم کرد.(34)

سپس امام علیه‏السلام فرمود: اى بندگان خدا! من به خداى خود و خداى شما پناه مى‏برم، ولى بیزارم از گردنکشانى که به روز قیامت ایمان ندارند، و از گزند آنان نیز به خدا پناه مى‏برم.

آنگاه مرکب خود را خواباند و به عقبه بن سمعان دستور داد تا زانوان مرکب را ببندد.(35)


ابن ابى جویریه و تمیم بن حصین

در این هنگام مردى از لشکر عمربن سعد که او را ابن ابى جویریه مى‏نامیدند در حالى که بر اسبى سوار بود، رو به سوى خیمه‏ها کرد، و چون نظرش به آتش افتاد فریاد بر آورد: اى حسین! و اى اصحاب حسین! شادمان باشید به چشیدن آتشى که در دنیا بر افروخته‏اید!

امام حسین علیه‏السلام فرمود: این مرد کیست؟

گفتند: ابن ابى جویریه مزنى!

امام حسین علیه‏السلام دعا کردند که: بارالها! عذاب آتش را در دنیا به او بچشان! و هنوز سخن امام تمام نشده بود که اسبش او را در آتش خندق افکند!!

و بعد، مرد دیگرى از لشکر عمربن سعد نزدیک آمد به نام تمیم بن حصین فزارى و فریاد برآورد که: اى حسین! و اى اصحاب حسین! فرات را نمى‏بینید که همانند شکم مار به خود مى‏پیچد؟! به خدا سوگند که قطره‏اى از آن را نخواهید چشید تا تلخى مرگ را در کام خود احساس کنید!

امام علیه‏السلام فرمود: این کیست؟

گفتند: تمیم بن حصین است.

امام علیه‏السلام فرمود: این مرد و پدرش از اهل آتشند، خدایا او را در نهایت عطش بمیران!

و نوشته‏اند که عطشى بى سابقه بر تمیم عارض شد و از شدت تشنگى از اسب بر زمین افتاد و آنقدر پامال ستوران شد تا به هلاکت رسید.(36)


عبدالله بن حوزه

گروهى از سپاهیان به سوى امام علیه‏السلام حرکت کردند و در میان آنها عبدالله بن حوزه تمیمى فریاد بر آورد که: حسین در میان شماست؟!

اصحاب امام حسین پاسخ دادند: این امام حسین است، چه مى‏خواهى؟!

گفت: اى حسین! تو را به آتش بشارت مى‏دهم!

امام فرمود: سخنى دروغ گفتى، من نزد پروردگار بخشنده و شفیع و مطاع مى‏روم، تو کسیتى؟

گفت: من ابن حوزه هستم.

امام علیه‏السلام در حالى که دست‌هاى مبارک را بلند کرد به حدى که سپیدى زیر بغلش نمایان گشت گفت: خدایا! او را در آتش بسوزان.

آن مرد به خشم آمد، و ناگاه اسب او رم کرد و ابن حوزه بر زمین سقوط کرد در حالى که پایش به رکاب اسب گیر کرده بود، آنقدر بدنش بر روى خاک کشیده شد که قسمتى از بدنش جدا شد و قسمت دیگر به رکاب اسب آویزان بود، و سرانجام پس از برخورد باقیمانده بدنش به سنگ، در میان آتش خندق افتاد و مزه آتش را چشید.

امام علیه‏السلام به خاطر استجابت دعایش، سجده شکر بجاى آورد و دستانش را برداشت و عرض کرد: اى خدا! ما از مقربان درگاه تو، اهل‌بیت پیامبر تو و ذریه او هستیم، حق ما را از جباران ستمگر بستان، به درستى که تو شنوا و از هر کس به مخلوق خود نزدیکترى.

محمدبن اشعث گفت: چه قرابتى بین تو و پیامبر است؟!!

امام حسین علیه‏السلام گفت: خدایا! محمدبن اشعث مى‏گوید در میان من و پیامبرت نسبتى نیست، خدایا! امروز طعم ذلت و خوارى خود را به او بچشان تا من عقوبت او را ببینم.

این دعاى امام نیز مستجاب شد، و محمد بن اشعث به جهت قضاى حاجت از اسب پیاده شد و عقربى او را گزید و با لباسى آلوده به هلاکت رسید.(37) و (38)


تنبیه مسروق

مسروق بن وائل حضر مى‏گوید: من در پیش روى لشکر ابن سعد بودم به این امید که سر حسین را گرفته و نزد عبیدالله بن زیاد برده و جایزه بگیرم!! اما چون اجابت دعاى آن حضرت را درباره ابن حوزه مشاهده کردم، دانستم که این خاندان را حرمت و منزلتى است نزد خدا، لذا از لشکر عمر بن سعد جدا شده و بازگشتم، و به خاطر چیزهایى که از این خاندان مشاهده کردم هرگز با آنها جنگ نخواهم کرد.(39)


خطبه زهیر بن قین

زهیر بن قین به طرف لشکر دشمن خارج شد در حاى که سوار بر اسب بوده و لباس جنگ به تن داشت، و خطاب به آنان گفت: اى مردم کوفه! از عذاب خدا بترسید، حق مسلمان بر مسلمان این است که برادرش را نصیحت کند، ما هم اکنون برادریم و بر یک دین، مادامى که جنگى بین ما رخ نداده است، و چون کار به مقاتله کشد شما یک امت و ما امت دیگرى خواهیم بود؛ خدا ما را به وسلیه خاندان رسولش در مقام آزمونى بزرگ قرار داده تا ما را بیازماید، من شما را به یارى این خاندان و ترک یارى یزید و عبیدالله بن زیاد فرا مى‏خوانم زیرا شما در حکومت اینان جز سوء رفتار و قتل و کشتار و به دار آویختن و کشتن قاریان قرآن همانند حجر بن عدى و اصحاب او و هانى بن عروه و امثال او، ندیده‏اید.

سپاهیان عمر بن سعد به زهیر ناسزا گفتند و عبیدالله را مدح و دعا کردند، سپس گفتند: ما از این مکان نمى‌رویم تا حسین و یارانش را بکشیم و یا آنها را نزد عبیدالله ببریم!

زهیر گفت: اى بندگان خدا! فرزند فاطمه به محبت و یارى سزاوارتر از پسر سمیه (عبیدالله بن زیاد) است، اگر او را یارى نمى‌کنید، دست خود را به خون او آلوده نکنید، او را رها کنید تا یزید هر چه مى‏خواهد، با او رفتار کند، به جان خودم سوگند که یزید بدون کشتن حسین نیز از شما خشنود خواهد بود.

در این اثنأ، شمر تیرى به سوى زهیر پرتاب کرد و گفت: ساکت باش! خدا صداى تو را فرو نشاند، تو ما را به زیادى سخنت آزردى.

حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و دوزخ مى‏بینم، و به خدا قسم چیزى را بر بهشت بر نمى‌گزینم اگر چه مرا پاره کرده و در آتشم بسوزانند. سپس بر اسب خود نهیب زده و به امام حسین علیه‏السلام پیوست، و به آن حضرت عرض کرد: اى پسر رسول خدا! جان من به فداى تو باد، من کسى بودم که بر تو سخت گرفته و در این مکان فرود آوردم، و گمان نمى‌کردم که این گروه با تو چنین رفتار نمایند و سخن تو را نپذیرند، به خدا سوگند اگر مى‏دانستم که این گروه با تو چنین خواهند کرد هرگز دست به چنین کارى نمى‌زدم، و من به درگاه خداى بزرگ توبه مى‏کنم از آنچه که انجام داده‏ام، آیا توبه من پذیرفته مى‏شود؟

زهیر در پاسخ شمر گفت: اى اعرابى زاده! من با تو سخن نگویم، تو حیوانى بیش نیستى! من گمان ندارم حتى دو آیه از کتاب خدا را بدانى، مژده باد تو را به رسوایى روز قیامت و عذاب دردناک الهى.

شمر گفت: خدا تو و امام تو را پس از ساعتى خواهد کشت!

زهیر گفت: مرا از مرگ مى‏ترسانى؟! به خدا سوگند در نظر من شهادت با حسین بهتر از زندگى جاودانه با شماست. سپس زهیر رو به مردم کرده و با صدایى بلند گفت: اى بندگان خدا! این مرد درشت خوى، شما را نفریید، به خدا سوگند شفاعت رسول خدا هرگز به گروهى که خون فرزندان و اهل‌بیت او را بریزند و یاران آنها را بکشند، نخواهد رسید.(40)

پس مردى از یاران امام بانگ برداشت: اى زهیر! بازگرد، امام علیه‏السلام مى‏فرماید: به جان خودم سوگند همانگونه که مؤمن آل فرعون قومش را نصیحت کرد، تو نیز در نصیحت این گمراهان انجام وظیفه کردى و در دعوت آنها به راه مستقیم پا فشارى نمودى، اگر سودى داشته باشد!(41)


خطبه بریر

بریر بن خضیر از امام حسین علیه‏السلام اجازه گرفت که با سپاه کوفه صحبت کند. امام او را اجازه داد، و او نزدیک سپاه کوفه آمد و گفت: اى گروه مردم! خدا پیامبر را مبعوث کرد و او مردم را به توحید و یکتاپرستى فراخواند، هم بشیر بود و هم نذیر، هم بشارت مى‏داد و هم از آتش دوزخ مى‏هراساند، او مشعل تابناکى بود فرا راه انسان‌ها؛ این آب فرات است که حیوانات بیابان از آن مى‏نوشند ولى آن را از پسر دختر پیامبر مضایفه مى‏کنید!! پاداش رسول خدا این است؟!(42) و (43)

محمدبن ابى طالب نقل کرده است که: سپاه دشمن بر مرکب‌هاى خود سوار شدند و امام علیه‏السلام نیز با جمعى از اصحاب سوار بر اسب شدند و در پیشاپیش آنها بریر حرکت مى‏کرد، امام به او فرمودند: با این قوم صحبت کن.

بریر پیش آمد و گفت: اى مردم! تقواى خدا را پیشه سازید، این خاندان پیامبر است که مقابل شماست، و اینها فرزندان و دختران و حرم پیامبرند، چه تصمیمى در باره آنها گرفته‏اید؟

پاسخ دادند که: ما آنها را به عبیدالله بن زیاد تسلیم مى‏کنیم تا او درباره آنها حکم کند!

بریر گفت: آیا نمى‌پذیرید به همان مکانى که از آنجا آمده‏اند، بازگردند؟ اى مردم کوفه! واى بر شما! آیا نامه‏ها و پیمان‌هاى خود را فراموش کرده‏اید؟ واى بر شما! اهل بیت پیامبر را دعوت مى‏کنید و تعهد مى‏کنید که خود را فداى آنها کنید و هنگامى که به نزد شما آمدند، آنها را به عبیدالله بن زیاد تسلیم مى‏کنید؟!! او درباره آنها از فرات هم مضایقه مى‏کنید؟! چه بد پاس حرمت پیامبر را نگاه داشیتد! شما را چه مى‏شود؟! خدا شما را در قیامت سیراب نگرداند که بد مردمى هستید!

مردى از سپاه کوفه گفت: ما نمى‌دانیم چه مى‏گویى!

بریر گفت: خدا را سپاس مى‏گویم که بصیرتم را درباره شما زیاده کرد، بارالها! به درگاه تو بیزارى مى‏جویم از اعمال این گروه، بارالها! ترس خود را در میان ایشان افکن، و چنان کن که چون تو را ملاقات کنند از آنها خشمناک باشى.

سپس سپاه کوفه او را هدف تیر قرار دادند و بریر بازگشت.(44)


آشوب و همهمه

چون عمربن سعد سپاه خود را براى محاربه با امام حسین آماده کرد و پرچم‌ها را در جاى خود قرار داد و میمنه و میسره لشکر را منظم نمود، به افرادى که در قلب لشکر بودند گفت: در جاى خود ثابت بمانید و حسین را از هر طرف احاطه کنید تا او را همانند حلقه انگشترى در میان بگیرید!

در این اثنا، امام علیه‏السلام در برابر سپاه کوفه ایستاد و از آنها خواست که خاموش شوند، ولى آنها ساکت نشدند!! امام به آنها فرمود:

واى بر شما! چه زیان مى‏برید اگر سخن مرا بشنوید؟! من شما را به راه راست مى‏خوانم، هر کس فرمان من برد بر راه صواب باشد، و هر که نافرمانى من کند هلاک شود، شما از همه فرامین من سر باز مى‏زنید و سخن مرا گوش نمى‌دهید چرا که شکم‌هاى شما از مال حرام پر شده و بر دل‌هاى شما مهر شقاوت نهاده شده است، واى بر شما! آیا خاموش نمى‌شوید و گوش نمى‌دهید؟!

پس اصحاب عمربن سعد یکدیگر را ملامت کرده و گفتند: گوش دهید!!


خطبه دوم امام علیه‏السلام

پس از سکوت سپاه دشمن، امام علیه‏السلام فرمود:

اى مردم! هلاک و اندوه بر شما باد که با آن شور و شعف زاید الوصف ما را خواندید تا به فریاد شما رسیم، و ما شتابان براى فریادرسى شما آمدیم، ولى شما شمشیرى را که خود در دست شما نهاده بودیم به روى ما کشیدید، و آتشى که ما بر دشمن خود و دشمنان شما افروخته بودیم براى ما فروزان کردید! و در جنگ با دوستانتان، به یارى دشمنانتان برخاستید! با این که آنان در میان شما نه به عدل رفتار کردند و نه امید خیرى از آنان دارید و بدون آن که از ما امرى صادر شده باشد که سزاوار این دشمنى و تهاجم باشیم. واى بر شما! چرا آنگاه که شمشیرها در غلاف و دل‌ها آرام و خاطرها جمع بود ما را رها نکردید؟! و همانند مگس به سوى فتنه پریدید و همانند پروانه‏ها به جان هم افتادید، هلاک باد شما را اى بندگان کنیز! و بازماندگان احزاب! و رها کنندگان کتاب! و اى تحریف کنندگان کلمات خدا! و فراموش کنندگان سنت رسول! و کشندگان فرزندان انبیا و عترت اوصیاى پیامبران! و ملحق کنندگان ناکسان به صاحبان انساب! و آزار کنندگان مؤمنین! و فریادگران رهبران که قرآن را پاره کردند!

امام علیه‏السلام فرمود: مى‏گویم از خدا بترسید و مرا مکشید، زیرا کشتن و هتک حرمت من، جایز نیست، من فرزند دختر پیامبر شما هستم و جده من خدیجه همسر پیغمبر شماست، و شاید سخن پیامبر به شما رسیده باشد که فرمود: حسن و حسین، دو سید جوانان اهل بهشتند.

آرى به خدا سوگند بیوفایى و پیمان شکنى، عادت شماست، ریشه شما با مکر و بیوفایى درهم آمیخته است، شاخه‏هاى شما بر آن پروریده است. شما خبیث‏ترین میوه‏اید، گلوگیر در کام باغبان خود و گورا در کام غاصبان و راهزنان، لعنت خدا بر پیمان شکنانى که میثاق‌هاى محکم شده را شکستند، خدا را کفیل خود قرار داده بودید، و به خدا سوگند که آن پیمان شکنان شمائید! اینک این دعى ابن دعى (عبیدالله بن زیاد) مرا در میان دو چیز مخیر کرده است: یا شمشیر کشیدن و یا خوار شدن! و هیهات که ما به ذلت تن نخواهیم داد، خدا و رسول او و مؤمنان براى ما هرگز زبونى نپسندند، دامن‌هاى پاکى که ما را پرورانده‏اند و سرهاى پرشور و مردان غیرتمند هرگز طاعت فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند، و من با این جماعت اندکى با شما مى‏جنگم هر چند یاوران، مرا تنها گذاشتند.(45)

سپس اشعارى را قرائت فرمود که ترجمه‏اش این است:

«اگر پیروز شویم، دیر زمانى است که پیروز بوده‏ایم؛ و اگر مغلوب شویم باز هم مغلوب نشده‏ایم. عادت ما ترس نیست ولى کشته شدن ما با دولت دیگران قرین است.»

سپس فرمود:

به خدا سوگند اى گروه کفران پیشه! پس از من چندان زمانى نخواهد گذشت مگر به مقدارى که سواره‏اى بر مرکبش سوار شود، که روزگار چون سنگ آسیا بر شما بگردد، و شما در دلهره و اضطرابى عمیق فرو برد، و این عهدى است که پدرم از طرف جدم با من بسته است، پس رأى خویش و همراهان خود را بار دیگر ارزیابى کنید تا روزگار بر شما غم و اندوه نبارد! من کار خویش را بر عهده خدا نهادم و مى‏دانم که چیزى بر زمین نجنبد مگر به دست قدرت بالغه الهى.

بار خدایا! باران آسمان را از اینان دریغ کن، و بر ایشان تنگى و قحطى پدید آور، و آن غلام ثقفى را بر ایشان بگمار تا جام زهر به ایشان بچشاند، و انتقام من و اصحاب و اهل‌بیت و شیعیان مرا از اینان بگیرد، که اینان ما را تکذیب کردند و بى یاور گذاشتند، و تو پروردگار مائى، به سوى تو رو آوردیم و بر تو توکل نمودیم و باز گشت ما به سوى توست.(46)


خبر دادن امام علیه‏السلام از عاقبت امر عمر بن سعد

سپس امام علیه‏السلام فرمود: عمربن سعد کجاست؟ او را نزد من بخوانید.

عمربن سعد در حالى که دوست نداشت این ملاقات صورت پذیرد، به نزد امام آمد. امام به او گفت: تو مرا مى‏کشى؟! گمان نمى‌کنى که دعى بن دعى (ابن زیاد) حکومت رى و گرگان را به تو ارزانى دارد؟! به خدا سوگند که چنین نخواهد شد، و این عهدى است معهود! هر چه خواهى بکن که پس از من نه در دنیا و نه در آخرت، شاد نگردى، و گویى مى‏بینم سر تو را که در کوفه بر نیزه نصب کرده و کودکان بر آن سنگ مى‏زنند و آن را هدف قرا مى‏دهند؟!

عمربن سعد خشمگین شد و روى بگرداند! و سپاه خود را گفت: در انتظار چه هستید؟! همه یکباره بر او حمله کنید که اینان یک لقمه بیش نیستند!!(47)


خطبه دیگرى از امام علیه‏السلام(48)

پس آن حضرت برابر سپاه دشمن آمد در حالى که به صفوف آنها مى‏نگریست که همانند سیل مى‏خروشیدند و به عمر بن سعد نظر کرد که در میان اشراف کوفه ایستاده بود، پس فرمود:

"خدایى را حمد مى‏کنم که دنیا را آفرید و آن را خانه فنا و زوال مقرر نمود و اهل دنیا را در احوالى مختلف و گوناگون قرار داد، آن که فریب دنیا را خورد بى خرد است و آن که فریفته دنیا گردد نگون بخت است، مبادا دنیا شما را فریب دهد که دنیا امید هر کس را که بدان گراید، قطع کند و طمع آن کس را که بدان دل بندد به ناامیدى مبدل نماید. شما را مى‏بینم براى انجام کارى در اینجا اجتماع کردید که خدا را به خشم آورده‏اید، و روى از شما برتافته و عقابش را بر شما نازل کرده و از رحمت خود شما را دور ساخته است. نیکو پروردگارى است خداى ما، و شما بد بندگانى هستید که به طاعت او اقرار کرده و به رسولش ایمان آورده ولى بر سر ذریه و عترت او تاختید و تصمیمى بر قتل آنها گرفتید، شیطان بر شما غالب گردید و خداى بزرگ را از یاد بردید، هلاک باد شما و آنچه مى‏خواهید. انالله و انا الیه راجعون. اینان جماعتى هستند که پس از ایمان کافر شدند، دور باد رحمت پروردگار از ستمگران."

در این اثنأ عمر بن سعد رو به اشراف کوفه کرد و گفت: واى بر شما! که با او تکلم کنید، به خدا سوگند این پسر همان پدر است که اگر یک روز هم ادامه سخن دهد از سخن گفتن عاجز نشود!

پس شمر پیش آمد و گفت: اى حسین! این چه سخن است که مى‏گویى؟ به ما تفهیم کن تا بفهمیم!

امام علیه‏السلام فرمود: مى‏گویم از خدا بترسید و مرا مکشید، زیرا کشتن و هتک حرمت من، جایز نیست، من فرزند دختر پیامبر شما هستم و جده من خدیجه همسر پیغمبر شماست، و شاید سخن پیامبر به شما رسیده باشد که فرمود: حسن و حسین، دو سید جوانان اهل بهشتند.(49)


حر بن یزید (50)

امام علیه‏السلام از مرکب پیاده شد و به عقبة بن سمعان دستور داد که آن را ببندد، در این اثنأ سپاه کوفه براى جنگ و قتال به طرف امام و اصحاب امام روى آورد!

حربن یزید ریاحى هنگامى که آن گروه را مصمم به جنگ دید(51)، نزد عمربن سعد آمد و گفت: آیا با حسین جنگ مى‏کنى؟!

گفت: آرى، به خدا سوگند، قتالى که کمترینش این باشد که سرها و دست‌ها جدا گردد!!

حر گفت: آنچه حسین بیان کرد، براى شما کافى نبود؟!

عمر بن سعد گفت: اگر کار به دست من بود، مى‏پذیرفتم، ولى امیر تو عبیدالله نمى‌پذیرید!!

حر بازگشت و مردى از قبیله‏اش همراه او بود به نام قرة بن قیس، حربن یزید به او گفت: اى قره! آیا اسب خویش را آب داده‏اى؟ گفت: نداده‏ام. قره مى‏گوید: من احساس کردم که او مى‏خواهد از جنگ کناره گیرد و اگر از قصدش مرا آگاه مى‏کرد، من هم به او مى‏پیوستم.

پس حربن یزید کم کم به سوى خرگاه(خیمه‌گاه) حسین نزدیک مى‏شد، مردى(52) به او گفت: این چه حالتى است که در تو مى‏بینم؟

حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و دوزخ مى‏بینم، و به خدا قسم چیزى را بر بهشت بر نمى‌گزینم اگر چه مرا پاره کرده و در آتشم بسوزانند. سپس بر اسب خود نهیب زده و به امام حسین علیه‏السلام پیوست(53)، و به آن حضرت عرض کرد: اى پسر رسول خدا! جان من به فداى تو باد، من کسى بودم که بر تو سخت گرفته و در این مکان فرود آوردم، و گمان نمى‌کردم که این گروه با تو چنین رفتار نمایند و سخن تو را نپذیرند، به خدا سوگند اگر مى‏دانستم که این گروه با تو چنین خواهند کرد هرگز دست به چنین کارى نمى‌زدم، و من به درگاه خداى بزرگ توبه مى‏کنم از آنچه که انجام داده‏ام، آیا توبه من پذیرفته مى‏شود؟

امام حسین علیه‏السلام فرمود: آرى، خدا توبه تو را مى‏پذیرد، پیاده شو!

حر بن یزید گفت: من براى تو سواره باشم به از آن است که پیاده شوم، روى این اسب مدتى مبارزه مى‏کنم و در پایان کار فرود خواهم آمد.

امام حسین علیه‏السلام فرمود: خداى تو را بیامرزد! آنچه را که تصمیم گرفته‏اى انجام ده.

سپس حر مقابل لشکر کوفه ایستاد و گفت: اى اهل کوفه! مادرتان در سوگتان بگرید، این بنده صالح خدا را خواندید و گفتند در راه تو جان خواهیم باخت، ولى اینک شمشیرهاى خود را بر روى او کشیده و او را از هر طرف احاطه کرده‏اید و نمى‌گذارید که در این زمین پهناور به هر کجا که مى‏خواهد، برود، و مانند اسیر در دست شما گرفتار مانده است، او و زنان و دختران او را از نوشیدن آب فرات منع کردید در حالى که قوم یهود و نصارى از آن مى‏نوشند و حتى بهائم در آن مى‏غلطند، و اینان از عطش به جان آمده‏اند! شما پاس حرمت پیامبر را درباره عترت او نگاه نداشتید، خدا در روز تشنگى شما را سیراب نگرداند.

در این حال گروهى با تیر بر او حمله ور شدند، او پیش آمده و در مقابل امام حسین عیله السلام ایستاد.(54)


هاتفى از غیب

نوشته‏اند که: حر به امام حسین علیه‏السلام گفت: هنگامى که عبیدالله بن زیاد مرا سوى تو روانه کرد، و از قصر بیرون آمدم، از پشت سر آوازى شنیدم که مى‏گفت: اى حر! شاد باش که به خیرى روى آوردى! چون به پشت سرم نگریستم، کسى را ندیدم! با خود گفتم: این چه بشارتى است که من به پیکار حسین علیه‏السلام مى‏روم؟! و هرگز تصور نمى‌کردم که سرانجام از شما پیروى خواهم کرد.

امام علیه‏السلام فرمود: به راه خیر هدایت شدى.(55) و (56)


فرمان یورش

عمرم بن حجاج فریاد بر آورد به سپاه کوفه گفت: اى نادانان! شما مى‏دانید که با چه کسانى مى‏جنگید؟! اینان شجاعان و دلاوران کوفه هستند! شما با کسانى مى‏جنگید که خود را آماده مرگ ساخته‏اند! کسى به تنهایى به میدان آنها نرود، اینها تعدادشان کم است و زمان کوتاهى باقى خواهند ماند، به خدا سوگند اگر آنها را سنگباران کنید، کشته خواهند شد!!

عمربن سعد گفت: راست گفتى، رأى تو صحیح است، کسى را بفرست تا به سپاهیان کوفه بگوید که به تنهایى به میدان آنان نرود.(57)

امام علیه‏السلام در این هنگام دست بر محاسن گرفت و گفت: خدا بر قوم یهود آنگاه خشم گرفت که براى او فرزند قائل شدند، و بر امت مسیح آن هنگام که او را یکى از سه خداى خود دانستند، و بر زرتشتیان وقتى که بندگى ماه و خورشید پذیرفتند، و غضب خدا اینک به نهایت رسید درباره این قوم که بر کشتن پسر دختر پیغمبر خود یک دل و یک زبان متفق شدند! به خدا قسم آنچه از من مى‏خواهند، اجابت نخواهم کرد تا آن که در خون خود آغشته به لقاى پروردگار نائل شوم.(58)

پاورقى‌ها:

31- سوره یونس: 71.

32- سوره اعراف: 196.

33- حیاة الامام الحسین 3/184.

34- «لا و الله لا اعطیکم بیدى اعطأ الذلیل و لا افر فرار العبید».

35- ارشاد شیخ مفید 2/97.

36- جلأ العیون شبر 2/173.

37- ارشاد شیخ مفید 2/102.

38- خوارزمى نیز از حاکم جشمى نقل مى‏کند که همان روز محمدبن اشعث به هلاکت رسید، بعد مى‏گوید: این صحیح نیست بلکه محمدبن اشعث تا زمان حکومت مختار زنده بود و مختار او را کشت، ولى در اثر همان علت خانه نشین شده بود. (مقتل الحسین خوارزمى 1/349).

39- کامل ابن اثیر 4/66.

40- کامل ابن اثیر 4/63.

41- نفس المهموم 243.

42- یعنى خداى متعال در قرآن اجر رسالت را مودت اقربأ مقرر نموده و شما به فرزند دختر رسولش آب نمى‌دهید در حالى که حتى حیوانات بیابان نیز از آن بهره‏مند مى‏باشند.

43- ابصار العین 71.

44- بحار الانوار 45/5.

45- تحف العقول 4/174/ الاحتجاج 2/99/ متقل الحسین خوارزمى /2/6.

46- بحارالانوار /45/9.

47- بحار الانوار 45/10.

48- در این که امام عیله السلام روز عاشورا چند مرتبه به میدان آمده و با سپاه کوفه صحبت کرده است، تاریخ گویا نیست، ما در اینجا سه خطبه از آن حضرت نقل کردیم و روشن نیست آن بزرگوار این سخنان را یک بار انشأ کرده‏اند و اهل تاریخ آن را از هم مجزا نموده‏اند، یا آن که در چند نوبت ایراد کرده‏اند، و بعضى تعداد این خطبه‏ها را بیش از سه ذکر کرده‏اند. (وسلیة الدارین 298).

49- بحار الانوار 45/5.

50- او حربن یزید بن ناجیة بن عتاب است. او در میان قوم خویش چه در جاهلیت و چه در اسلام، شریف بوده است، و جد او (عتاب) ردیف و ندیم نعمان بن منذر پادشاه حیره بوده، حر پسر عموى «احوص» شاعر که از اصحاب رسول خداست مى‏باشد، و نسب شیخ حر عاملى صاحب «وسائل» به او منتهى مى‏گردد. (وسلیة الدارین 127).

51- خوارزمى نقل کرده است: چون امام فریاد برآورد «اما من مغیث یغیثنا لوجه الله تعالى؟ اما من ذاب یذب عن حرم رسول الله؟» و حربن یزید استغاثه امام را شنید قلبش مضطرب و اشک از چشمانش جارى شد و نزد عمربن سعد آمد. (مقتل الحسین خوارزمى 2/9).

52- نام این مرد مهاجر بن اوس است.

53- و با حربن یزید غلام ترک او نیز همراه بود و به امام ملحق گردید. (مقتل الحسین خوارزمى 2/10).

54- اعلام الورى 238.

55- مثیر الاحزان 59.

56- و در نقل دیگر آمده است که حر به حضرت عرض کرد: اى سید من! پدرم را در خواب دیدم به من گفت: در این ایام کجائى؟ گفتم: بیرون آمدم تا سر راه حسین قرار بگیرم، او بر من فریاد زد: واویلا تو را چکار با فرزند رسول خدا؟ اگر مى‏خواهى معذب و در آتش خالد باشى به جنگ او بیرون رو و اگر دوست دارى که جد او شفیع تو باشد و در قیامت با او محشور گردى او را یارى نما و در راه او مجاهده کن. (وسیله الدارین 127).

57- ارشاد شیخ مفید 2/103.

58- الملهوف 42.

منبع:قصّه کربلا- بضمیمه قصّه انتقام‏ ، على نظرى‏منفرد


خطبه خوانی های امام و یاران باوفایش (4)




  
نویسنده : امید ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : خطبه ، خوانی ، امام ، یاران

خواندنی : عشق در 10 کلمه

برچسب های این مطلب:
خواندنی - خواندنی آنلاین بهترین - کاهش خواندنی - : - عشق - عشق کلمه ایست که بار - عشق صداییست که هیچ گاه - عشق نغمه ی بلبلیست که - عشق - شناخته نمی شود عشق - کر می کند عشق - تمام نمی شود عشق - عشق کلمه ایست - شود عشق صداییست که - در - در 10 کلمه - در 10 کلمه عشق - در 10 کلمه - گالری عشق در - عشق در - عشق در - عشق در - گالری عشق در 10 کلمه - عشق در 10 کلمه - 10 - 10 عنصر است اما عنصر - 10 کلمه تب - 10 - عشق 10 - گالری عشق در 10 - جولا 1740 20 10 - عشق در 10 - عشق 10 عنصر است - عشق در 10 کلمه - کلمه - کلمه ایست که بار ها - کلمه ایست بی معنی ولی - کلمه تب - عشق کلمه - بی نتیجه عشق کلمه - گالری عشق در 10 کلمه - عشق در 10 کلمه - عشق کلمه ایست که - عشق کلمه ایست بی


عشق کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود.
عشق صداییست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند.
عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود.
عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است.
عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد.
عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است.
عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود.
عشق کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه.
عشق کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معنی را می رساند ولی معنی آن گفتنی نیست.



niktop . com

  
نویسنده : امید ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : خواندنی ، عشق ، کلمه

عکس لحظه های دیدنی ناب

برچسب های این مطلب:
عکس - عکس لحظه ها 1740 - عکس ها در حال لود - عکس ها باز نشد بر - ارزان عکس - 1740 گالری عکس - 1740 ک از عکس - ارزان عکس - عکس لحظه ها - گالری عکس ها در - لحظه - لحظه ها 1740 - لحظه ها 1740 - لحظه ها 1740 - ارزان عکس لحظه - 1740 نابارزان شکار لحظه - شکار لحظه - ارزان عکس لحظه - عکس لحظه ها - نابارزان شکار لحظه ها - های - های سئو دیدنی برای ناب - بیشترین لحظه بهترین آنلاین های - دیدنی - دیدنی 2011 عکس - دیدنی شکار لحظه - دیدنی د 1740 دن - 1740 ورزش دیدنی - دیدنی - 1740 جالب و دیدنی - با و الهام بخش دیدنی - ورزش دیدنی 2011 - دیدنی - ناب - ناب ارزان شکار لحظه ها - ناب و د 1740 - ناب و د 1740 - دن 1740 ناب - ها 1740 ناب - ها 1740 ناب - دن 1740 ناب - 1740 ناب ارزان شکار لحظه - 1740 ناب و د


عکس لحظه های دیدنی ناب

عکس لحظه های دیدنی ناب

عکس لحظه های دیدنی ناب

عکس لحظه های دیدنی ناب

عکس لحظه های دیدنی ناب

عکس لحظه های دیدنی ناب

عکس لحظه های دیدنی ناب

عکس لحظه های دیدنی ناب

عکس لحظه های دیدنی ناب

عکس لحظه های دیدنی ناب

عکس لحظه های دیدنی ناب


  

نویسنده : امید ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : عکس ، لحظه ، دیدنی ، ناب

تفریح حلال، چه تفریحی است؟!

برچسب های این مطلب:
تفریح - تفریح حلال چه - تفریح ی است مدیریت - تفریح و لذت لازمه زندگی - تفریح - حلال چه تفریح - است در این که تفریح - است که اسلام به تفریح - تفریح حلال - چه تفریح ی است - حلال، - چه - چه تفریحی است - چه ار بخش تقسیم کنید - چه ارم فرمودند وَ - تفریح حلال چه - زندگی خود را به چه - در اهمیت این بخش چه - 409 لذت حلال چه - حلال چه تفریحی است - را به چه ار بخش تقسیم - تفریحی - تفریحی است مدیریت - تفریحی کاهش است - تفریح حلال چه تفریحی - حلال بیشترین چه تفریحی - چه تفریحی است - است؟!

تفریح حلال، چه تفریحی است؟!

تفریح ؛ نیازِ زندگی انسان ، تفریح از دیدگاه اسلام (2)
مدیریت زمان و داشتن برنامه در تمام مراحل زندگی از مهمترین عوامل موفقیت انسان در هر زمان و مکان بوده و هست.
در این که موفق کیست و موفقیت چیست سخن بسیار گفته اند اما در نگاه دینی موفق کسی است که بتواند به بهترین شکل ممکن سرمایه هایی را که خدا به او ارزانی داشته را در جهت سعادت دنیا و آخرت به کار بندد و در نهایت با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری امیدوار به فضل الهی از این دنیا نقل مکان کرده و به بهشت برین قدم گذارد؛ «فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ » هر کس که از جهنم دور شود و داخل بهشت گردد مسلماً به پیروزى رسیده است‏.(185/آل عمران)

چنین موفقیتی جز در سایه دین که کامل ترین برنامه زندگیست برای کسی محقق نخواهد شد. این برنامه جامع از کلی ترین تا جزئی ترین امور زندگی را مورد توجه قرار داده و راهکاری تربیتی و انسان ساز برای آن ارائه نموده است.
مهم ترین مشکل جوامع بشری امروز که جامعه اسلامی ما نیز از آن مستثنی نیست عدم آگاهی از برنامه های اسلام و یا به کار نبستن آن در عرصه زندگی فردی و اجتماعیست. این بیگانگی و یا بی محلی به داشته خود سبب شده تا به راهکارهایی رو بیاوریم که یا به کلی با فرهنگ اسلامی ما در تعارض است و یا معلوم نیست که آیا می تواند آن موفقیتی را که گفتیم تامین کند یا نه؟
یکی از برنامه های کلی دین که چگونگی تقسیم بندی زمان در اختیار انسان را به او آموزش می دهد روایت است از امام کاظم علیه السلام. آن حضرت فرمود:
«اجْتَهِدُوا فِی أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ» سعی کنید تا زندگی خود را به چهار بخش تقسیم کنید. «سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اللَّهِ» زمانی را برای خلوت با خدای خود قرار دهید «وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ» و زمانی را هم به کسب و کار اختصاص دهید تا سر بار کسی نشوید «وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ ...» و مدتی را هم به دیدار و ارتباط سازنده و آموزنده با بستگان و برادران دینی مقرر کنید «وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ » و زمانی را هم در طول روز یا هفته و یا ماه و سال خالی کنید برای لذت بردن؛ منتهی لذتی که آلوده به حرام نباشد.
آنگاه در اهمیت این بخش چهارم فرمودند: «وَ بِهَذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثَةِ سَاعَات‏» شما به وسیله این لذتهای حلال است که روحتان جان تازه می گیرد و قادر خواهید بود آن سه برنامه دیگر را اجرا کنید. (تحف العقول/409)
 

لذت حلال چه لذتی است؟

در این که تفریح و لذت لازمه زندگی ما انسانهاست حرفی نیست، سخن در آن قید غیر حرامی است که اسلام به تفریح می زند و لذت را به شرطی سازنده و مفید می داند که از لحظه شروع تا پایان آن ذره ای خلاف شرع در آن صورت نگیرد.

یکی از تفریحاتی که اسلام نه تنها با آن مخالفت نکرده بلکه به آن تشویق و ترغیب نیز نموده است شوخی و مزاح با دیگران است. امام باقر علیه‏السلام فرمودند: «إنّ اللّه‏َ عَزَّوجلَّ یُحِبُّ المُداعِبَ فی الجَماعةِ» خداوند عزوجل کسى را که با مردم شوخى می کند دوست دارد؛ ولی بلافاصله آن شرط حلال بودن را هم کنارش ذکر می کند و می فرماید: «بلا رَفَثٍ» یعنی مزاح خوب است مادامی که با کلام زشت و قبیحی همراه نشود
شوخی و مزاح

یک نمونه تفریح حلال

یکی از تفریحاتی که اسلام نه تنها با آن مخالفت نکرده بلکه به آن تشویق و ترغیب نیز نموده است شوخی و مزاح با دیگران است. امام باقر علیه‏السلام فرمودند: «إنّ اللّه‏َ عَزَّوجلَّ یُحِبُّ المُداعِبَ فی الجَماعةِ» خداوند عزوجل کسى را که با مردم شوخى می کند دوست دارد؛ ولی بلافاصله آن شرط حلال بودن را هم کنارش ذکر می کند و می فرماید: «بلا رَفَثٍ» یعنی مزاح خوب است مادامی که با کلام زشت و قبیحی همراه نشود. (کافی 2/633) یا در روایتی دیگر می خوانیم که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: «کَثرَةُ المِزاحِ یَذهَبُ بماءِ الوجهِ» شوخی زیادی را هم ترک کنید که باعث بی آبرو شدن و تضعیف جایگاه اجتماعی شما می شود. (کافی 2/665)
 

دیدگاه اسلام در مورد شوخی حلال

پس موضع اسلام در مورد این نوع تفریح روشن شد: 1. از ابتدا و تا انتهای آن باید حلال باشد. در آن دروغ، تهمت و تمسخر فرد یا گروهی نباشد. 2. بی رویه نباشد. یعنی حتی با داشتن شرط اول نباید به صورت یک رویه مستمر و دائم دربیاید. کسانی مدام اهل شوخی و خوشمزه بازی اند جدا از اینکه در معرض گناه های زبانی قرار دارند در بین مردم هم به انسان هایی لوده و کم ارزش شهرت یافته و طبق فرمایش رسول مکرم اسلام شخصیت اجتماعی اینگونه افراد به شدت آسیب می بیند.
 

گردنه بحث

گردنه بحث برای مردم عادی تا متولیان فرهنگی در این همین نقطه است که چطور می شود هم تفریح کرد و لذت برد و هم گناهی مرتکب نشد. این دقیقا همان نکته ایست که چند سطر قبل به آن اشاره کردیم. متاسفانه باید اعتراف کنیم که داعیه داران ما به خصوص متولیان فرهنگی در این زمینه کار جدی نکرده و برنامه عملیاتی فراگیری برای عموم اقشار جامعه ارائه نکرده اند.
راه ، سفر، مسافرت، گردش، تفریحوقتی تقاضا بود و عرضه سالم نبود خواه ناخواه جنس بدلی و ناسالم رواج پیدا کرده و به مشتری عرضه می شود. اگر تفریحِ لذت بخش، ارزان و حلال در اختیار جوان و نوجوان قرار ندادیم بدون شک و تردید او سرگرم تفریح کاذب، ارزان و حرام خواهد شد.
همین کمبود (بخوانید نبود) در عرصه تفریحِ حلالِ ارزان و رواج تفریحات حرام سبب شده که در ذهن جوان و نوجوان ما حتی در سنین بالاتر تصور تفریح و لذت با تصویر گناه و معصیت عجین باشد و تقریبا به یک معنا تلقی شوند.
نشان به آن نشان که اگر خبرنگاری به دبیرستان یا دانشگاهی برود و از محصلین و دانشجویان آنجا بخواهد هر یک پنج مورد از کارهایی که با آن خوش می گذرانند و سرگرم می شوند را نام ببرند شک نداریم که اکثر قریب به اتفاق آنچه می شنود یا تفریحات حلال گران قیمت است که چندان مشتری ندارد و یا تفریحاتی هستند که مصون از حرام و معصیت نیستند.

هر کس که از جهنم دور شود و داخل بهشت گردد مسلماً به پیروزى رسیده است

لوازم این طرح

به نظر می رسد برای این کار باید طرحی نو در انداخت تا بتوانیم از این وضعیت نامطلوب خارج شده و به وضعیت مطلوب برسیم. برای این طرح عظیم و ضروری اموری لازم است که سر فصلهای آن تقدیم می شود:
1. کار نظری متخصصان متعهد و آشنا به ابزار و شرایط روز دنیا
2. کار عملی و پشتیبانی مالی دولتمردان و خیرین
3. فرهنگ سازی دستگاههای فرهنگی مثل صدا و سیما، مطبوعات آموزش عالی و آموزش و پرورش
4. پذیرش، همکاری و همگام شدن مردم با این طرح فرهنگی
 

امید پیشگر

گروه دین تبیان

.SendToNetwork { width: 70px; clear: right; height: 16px; border: 1px solid #8A9CC2; direction: rtl; text-align: right; padding: 5px; font-size: 8pt; background: #EAE7D6; float: left; margin: 5px 10px; } .SendToNetwork_text, .SendToNetwork_icon { float: right; } .SendToNetwork_text { width: 50px; margin-top: 2px; line-height: 1; } .SendToNetwork_icon { width: 20px; } .SendToNetwork_icon img { cursor: pointer; } a img { border: none; } ارسال به شبکه اجتماعی تبیان function SendToWall() { var type = "1"; var id = ""; id = "165887"; if (id == "") id = "165887"; $.ajax({ type: "POST", url: "/webservices/Socialnetwork/SocialNetwork.asmx/SendToWall", data: "{ ID:"+id+", Type:"+type+"}", contentType: "application/json; charset=utf-8", dataType: "json", success: function (recdata) { var i = recdata.d; if (i == -1) ShowMessage("warning", "لطفاً ابتدا در سیستم شناسایی شوید."); if (i == -2) ShowMessage("success", "شما عضو شبکه اجتماعی تبیان نمی باشید."); if (i == 0) ShowMessage("success", "ارسال به شبکه اجتماعی تبیان با موفقیت انجام شد."); }, error: AjaxFailed }); function AjaxFailed(result) { ShowMessage("error", "برای ارسال لطفا ابتدا به شبکه اجتماعی تبیان بپیوندید."); } } function ShowMessage(MessageType, MessageText) { var w = ($(window).width() / 2) - 200; $("body").append("
" + MessageText + ""); $("div[id=" + MessageType + "]").slideDown(500).delay(3000).slideUp(500); }


  

نویسنده : امید ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٧
تگ ها : تفریح ، حلال ، تفریحی

← صفحه بعد